یادداشتهای روزانه

از تجربیات زندگی می نویسم، هر اتفاقی برای من پیامی دارد و سعی می کنم با تمام وجودم پیام را دریافت کنم.

خودشناسی جدید

در خودشناسی جدیدم به این رسیدم که من مجموعه ای از تلاشهای ناقصم. آدمی با رویاهای بزرگ و تلاشهایی کوچک. در حقیقت هیچ وقت دست از تلاش برای تغییر نکشیدم...

داستان نویسی

چند ماهی مشغول نوشتن رمانی بودم. 6 ماه مداوم نوشتم اما وقفه ای پیش آمد و 6 ماه هست که کار را متوقف کرده ام. چند روز پیش برای اینکه...

ماشین ظرفشویی

اوایل که ماشین ظرفشویی خریدم خیلی خوشحال بودم، فکر می کردم چقدر از حجم‌کارم کم می شود. فکر می کردم از شر کارهای خانه خلاص می شوم و میروم دنبال...

زنجیره را قطع نکن

از اردیبهشت ماه 1402 و بعد از اتفاقات تلخ سال قبلش که موجی از ناامیدی را برایم به ارمغان آورده بود، فهمیدم که افسرده شده ام، آنقدر عمیق که با...

آدمها حق دارند که رشد کنند

«آدمها حق دارند که رشد کنند» جمله قشنگی که یکی از بیربط ترین آدمهای زندگیم به من گفت. مدیر عامل شرکتی که فقط یک ماه براش کار کردم بدون حتی...

رانندگی درنیویورک

ماشینم را از پارکینگ در می آورم. یک لحظه با خودم فکر می کنم اگر الان بجای تهران نیویورک زندگی می کردم کیفیت زندگیم چقدر بهتر بود؟ آیا در تصور...

چرا می نویسم؟

تمایل به خلق کردن از کودکی با من بوده، همیشه دوست داشتم چیزی بسازم. تابستان ها در خلوت  تنهایی خودم با تکه پارچه های دور ریز خیاطی های مادرم عروسک...

Maladaptivedaydreaming

ملداپتیو دی دریمینگ… ملداپتیو دی دریمینگ … چند بار با خودم تکرار می کنم تا بتوانم تلفظ صحیحش را یاد بگیرم.

مهاجرت

با دوستی بعد از مدتها تلفنی صحبت می کنم. یک اتفاق تکراری در اغلب مکالماتم بعد از مدتها بی خبری از دوستانم می افتد. آن دوست یا مهاجرت کرده یا...